روان نویس | اشعار و جملات زیبا

محل تبلیغات

در محفل اغیار همه غنج و دلال است

در محفل اغیار همه غنج و دلال است
در مجلس عشاق همه رنج و ملال است
چونست که بر عاشق دلخسته حرام است
وصلش که بیاران هوسناک حلال است
در مجلس ما خیره تر از آتش سوزان
با غیر گوارنده تر از آب زلال است
با لعل لبش گشته هم آغوش یکی خال
کس دیده حمیرا که هم آغوش بلال است
تا کوی و یم گر چه یکی گام فزون نیست
از غیرت وهاد است و تلال است
با خیل گدایان اسیرش چه سر و کار
شاه است امیر است و همه عز و جلال است
***
این خانه که پیوسته در او جوش و خروش است
از کیست مگر مصطبهٔ باده فروش است
این مستی می نیست که هنگامهٔ عظق است
وین نالهٔ نی نیست که آواز سروش است
گر توبه ز تزویر و ریا میکنی ای شیخ
وقت است که امشب قدح باده بجوش است
دوشینه ز مسجد به خرابات کشیده است
این شیخ قدح نوش که سجاده بدوش است
راهی بگشائید کز این خانه برآئید

کین خانه پر از بانگ سباع است و وحوش است 


میرزا حبیب خراسانی

نظرات (0)

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.