روان نویس | اشعار و جملات زیبا

محل تبلیغات

چشمانت از سرزمینی دلخواه باز آمده اند

چشمانت از سرزمینی دلخواه باز آمده اند

جایی که هرگز کسی در آن ندانست یک نگاه چیست

و نه زیبایی چشم ها را شناخت، نه زیبایی سنگ ها

همچنان که زیبایی قطره های آب را، این مروارید های نهان.

 سنگ های عریان و بی پیکر،


ای تندیس من

آفتابی که کور می کند تو را به جای آیینه می گزیند.

آرزوی ناجنبای من آخرین پشتیبان توست

و من بر تو پیروز می شوم بی پیکاری، ای تصویر من

گسیخته از ناتوانی ام و گرفتار در بند تو. *


"پابلو نرودا"

ترجمه: جواد فرید

 

از کتاب: با نیروی عشق (مجموعه اشعار)

---------------------------------------

 

*: در کتاب چنین آمده است: ... و گرفتار در بندهایم.

نظرات (0)

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.